دست خط

بی یار غربت ابدی و

 درد جاودانه ست
 
ای امان از یار...


نوشته شده در جمعه 97/9/23ساعت 10:26 عصر توسط روزگار غربت| نظرات ( ) |

خوبم ها..!! 
فقط از وقتی رفته ای؛ 
هرکسی به قربانم می رود.. 
یک قطره اشک گوشه چشمم قلمبه می شود.. 
تا حالا دلت محبت دیگران را پس زده؟ 


نوشته شده در دوشنبه 97/9/19ساعت 1:55 عصر توسط روزگار غربت| نظرات ( ) |

ساقی

و می

و مطرب

همگی جمع شدند

پر پرواز

مرا

بشکستند


نوشته شده در دوشنبه 96/10/11ساعت 9:14 صبح توسط روزگار غربت| نظرات ( ) |

من خوبم انقدر خوب

که مژگانم مدام شبنم دارند

انقدر خوب که

دلم پر از ارامش کاذبی است که بر اون تحمیل کرده ام..

انقدرخوب که

به زبانم اجازه سخن نمیدهم که مباد پرده از راز دل بردارد

آنقدر خوب که

نزدیک است قلبم از درد پاره پاره بشود

من خوب اما توباور نکن

 

 

 

 


نوشته شده در پنج شنبه 96/6/9ساعت 12:41 صبح توسط روزگار غربت| نظرات ( ) |

بگذار یک دل سیر از عشق تو برچینم...

بگذار هوای دلم تازه بشود...

بگذار در هوایی نفس بکشم که تو نفس میکشی..

بگذار جان دوباره بگیرم ...

بگذار دوباره دلت هوایی دل من بشود 

بگذار تا میوه عشقمان ثمر بدهد

و جهانی را محو خودش کند

تا لیلی شاگردی کند

مجنون لب به خنده بگشاید

 شیرین معرفت بیاموزد

 فرهاد پای از بیستون بر زمین بگذارد

و همه نظاره گر عشقی باشند که هزار ساله می شود


نوشته شده در دوشنبه 96/4/26ساعت 12:19 عصر توسط روزگار غربت| نظرات ( ) |

[نوشته ی رمز دار]  


نوشته شده در یکشنبه 96/4/25ساعت 10:11 صبح توسط روزگار غربت| نظرات ( ) |

[نوشته ی رمز دار]  


نوشته شده در دوشنبه 96/4/19ساعت 12:23 صبح توسط روزگار غربت| نظرات ( ) |

<      1   2   3   4   5   >>   >