دست خط
عید فطر
را نمیدانم چرا
اعلام نمیکنند
گیرم چند روزی مانده است
هلال لبخندت را نمیبینند مگر؟
نوشته شده در سه شنبه 94/4/23ساعت
9:59 صبح توسط روزگار غربت| نظرات ( یک ) |
تو
یک غزل نابی
که تمام مرا
در بر گرفته است
ولی
واژه ها
از سرودنت
درمانده اند...
نوشته شده در شنبه 94/4/20ساعت
10:58 عصر توسط روزگار غربت| نظرات ( بدون ) |
روزه من
ندیدن چشمان توست
ای خدا
کی افطار میشود؟
نوشته شده در جمعه 94/4/19ساعت
11:35 عصر توسط روزگار غربت| نظرات ( بدون ) |
آویخته است
بر سر هر زلفت
خاطرتم
طره را
تاب مده
نوشته شده در چهارشنبه 94/4/17ساعت
11:4 عصر توسط روزگار غربت| نظرات ( بدون ) |
میخندی
بهار بر میگردد
ببین
فصلهای سال را هم
به هم ریخته ای
نوشته شده در سه شنبه 94/4/16ساعت
2:23 صبح توسط روزگار غربت| نظرات ( 2 ) |
تو
شب قدر منی
یک لحظه
باتو بودن
از عمر هزار ماهه
برایم بهتر است
نوشته شده در یکشنبه 94/4/14ساعت
10:10 عصر توسط روزگار غربت| نظرات ( یک ) |
چشمان تو
خورشید زندگی من است
کسوف غم
همیشه از آن
دور باد
نوشته شده در یکشنبه 94/4/14ساعت
12:13 صبح توسط روزگار غربت| نظرات ( بدون ) |